ابن المقفع ( مترجم : منشي )

278

كليله و دمنه ( فارسي )

و رشت جناحي المقصوص حتّى * غدا وحف القوادم و الشّكير [ 1 ] و مادام كه عمر من باقي است حقوق ترا فراموش نكنم و از طلب فرصت مجازات [ 2 ] و ترصّد وقت مكافات فرو نه ايستم ، و هر چه در امكان آيد مبذول دارم . سوگندان ياد كرد و بسيار كوشيد تا حجاب مجانبت از ميان بر دارد و راه مواصلت گشاده گرداند ، البتّه مفيد نبود . موش جواب داد كه : جائي كه ظاهر حال مبني بر عداوت ديده مىشود چون به حكم مقدّمات در باطن گمان مودّت افتد اگر انبساطي رود و آميختگي افتد از عيب منزّه ماند و از ريب دور باشد ، و باز جائي كه در باطن شبهتي متصوّر گردد اگر چه ظاهر از كينه مبرّا [ 3 ] مشاهده كرده ميآيد بدان التفات نشايد نمود و از توقّي [ 4 ] و تصوّن [ 5 ] هيچ باقي نبايد گذاشت ، كه مضرّت آن بسيار است و عاقبت آن وخيم ؛ و راست آن را ماند كه كسي بر دندان پيل نشيند وانگاه نشاط خواب و عزيمت استراحت كند ، لاجرم سرنگون در زير پاى او غلطد و باندك حركتي هلاك شود . و ميل جهانيان بدوستان براى منافع است ، و پرهيز از دشمنان براى مضارّ . امّا عاقل اگر در رنجي افتد كه در خلاص از آن [ 6 ] باهتمام دشمن اميد دارد و فرج از چنگال بلا بي عون او نتواند يافت گرد تودّد بر آيد و در اظهار مودّت كوشد ؛ و باز اگر از دوستي خلاف بيند تجنّب نمايد و عداوت ظاهر گرداند ؛ و بچّگان بهايم بر اثر مادران براى شير دوند ، و چون از آن فارغ شدند بي سوابق وحشت و سوالف ريبت آشنائي هم فرو گذارند ، و هيچ خردمند آن را بر عداوت حمل نكند . امّا چون فايده منقطع گشت ترك مواصلت بخرد نزديك‌تر باشد .

--> [ 1 ] . ( 1 ) و رشت جناحي . . . ( رشت از راش يريش ) پر بر نهادي بال بريدهء مرا تا شد انبوه شاه پرها و پرهاى خرد و ريزه . [ 2 ] . ( 2 ) مجازات اينجا در معناى پاداش يعني مزد و تلافي نيكي كسي به كار رفته است . [ 3 ] . ( 7 ) ظاهر از كينه مبرّا فقط نق چنين است ؛ : ظاهر از كينهء تو ؛ اساس : ظاهران كينهء تو ؛ مج : ظاهر از كينه پاك ؛ باقي نسخ : ظاهر هر چه آراسته‌تر . [ 4 ] . ( 8 ) توقّي 238 / 2 ح ديده شود . [ 5 ] . تصوّن 208 / 6 ح و 238 / 2 ح ديده شود . [ 6 ] . ( 13 ) كه در خلاص از آن مطابق ضبط . اساس و يكي دو نسخه : كه خلاص آن ؛ اكثر نسخ : كه خلاص از آن .